خاطره

به نام خدايی که می بخشد

صبح بود همين جا نشسته بودم
يه آقای پير با يکی از اين دوچرخه های زمان گراهام بل (!!!!!) توی کوچه داد ميزد : گلييييه...گل محبوب شبه گللللللللللل.....
از اون موقع تا حالا به قول قرتيا تو کف صدای اونم ....يه جورايی که الا ن خيلی دلم ميخواد دوباره صداشا بشنوم ....
فکرشو بکنين يه پيرمرد با يه دوچرخه که پشت ترکش گلدونای گل شاخه هاشونا دادن دست باد..
گلييييه گل
گل محبوب شبه گل .....
التماس دعا

پیام‌های دیگران ()

| ایمان | ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ | روز ۱۳۸۱/٧/٤ |
 
 

 
 

 

| RSS 2.0| | Email |

© Powered by Persianblog