....

بسم الله لرحمن الرحيم
مويت رها مكن كه چنين بر هم اوفتد .....

مكلف نكرده بوديد چيزي بياورم بانو و حالا كه آمده ام مي پرسيد :« چه آورده اي ؟» ...چه آورده ام ؟! چه داشتم كه بياورم بانو!...سوغات چوپان چيست مگر يك دسته علف صحرايي ؟! ...
...نه اينكه نياورده باشم ....آورده ام.... هرچه داده بوديد آورده ام ..هر چه داشتم بانو! ...
زندگي ام را آورده ام ، تمام ، كه از چشمهاي شماست و شعرهايم را كه نگاههاي شما هستند بانو كه در آينه هاي مكرر، مغرور ، به خود خيره شده اند ......
لا يكلف الله نفساً الا ما اتيها ....

پیام‌های دیگران ()

| ایمان | ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ | روز ۱۳۸٢/٢/۳۱ |
 
 

 
 

 

| RSS 2.0| | Email |

© Powered by Persianblog