متی ترانا و نراک

… و ما تدري نفس ماذا تكسب غدا 

( لقمان- 34) 

 

روايت است كه از راه دور مي آيي

به عشوه يا به تبسم به شور مي آيي

عصا به كوه به صحرا به نيل بايد بست

روايت است به چشمت دخيل بايد بست

در آ ز پرده و قفل نماز را بشكن

بخند و رونق بازار ناز را  بشكن

مرا به راه نشاندي كه باز مي گردي

براي بوسه گرفتن جواز مي گردي

 جمال غمزه چشمت جلال هيبت نيست

غرض كرشمه حسن است ار نه غيبت نيست

سياهگوشه چشمي اگر بگرداني

سپيده را به سرآغاز خويش مي خواني( سعيد شريعتي )

پیام‌های دیگران ()

| ایمان | ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ | روز ۱۳۸٢/٧/۱٩ |
 
 

 
 

 

| RSS 2.0| | Email |

© Powered by Persianblog