شمع....

من ممكن است نتوانم اين تاريكي را از بين ببرم ولي با همين روشنايي كوچك فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان ميدهم



و كسي كه به دنبال نور است اين نور هر چقدر كوچك باشد در قلب او بزرگ خواهد بود

مي خواهم غاده به من فكر كند مثل يك شمع مسكين و كوچك كه سوخت در تاريكي تا مرد و او از نورش بهره برد براي مدتي بس كوتاه .مي خواهم او به من فكر كند مثل يك نسيم كه از آسمان روح آمد و در گوشش كلمه عشق گفت و رفت
به سوي کلمه بي نهايت...

شهید چمران ،از خاطرات همسر ش(غاده)



پیام‌های دیگران ()

| ایمان | ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ | روز ۱۳۸۱/٦/۱٠ |
 
 

 
 

 

| RSS 2.0| | Email |

© Powered by Persianblog