و الو استقاموا علی الطريقه لاسقينهم ماء غدقا

و اگر بر راه پايداری کردند به آنان آبی سرشار می نوشانيم ( جن - ۱۶)

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی

پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی

من ميهمان چشمهای تو بوده ام مهتاب ! شب ها که آب می چکد از چشمهای من ... تويی برابر من يا خيال در نظرم ... چه شيرينی مستی آوری است در نکتار خوابهای شما بانو !

باز می گويم : شما را خواسته ام بانو و حالا انصاف نيست که از من دريغ شويد ....

نمی دانم عطش چيست که همه می گويند : آب ! خود آب هم می گويد آب ! سبحانه سبحانه سبحانه 

 شيخ محمد اسماعيل دولابی

/ 46 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
moones

سلام .....چقدر اينجا قشنگه ........پسرک با اون سبد انار ......حال و هوای قشنگی داره دل نوشته ها تون ......!....کلام قرآن .... سخن مر حوم حا ج آقا دولابی ....عطر اگين تر!

sosan

نکند اينجا را هم عيار بندی کرده اند؟چند تا بشود کامت هايتان آب خواهيد دادمان؟؟؟

حسین

روزه دارم من و افطارم از ان لعل لب است/ اری افطار رطب در رمضان مستحب است......!

ساقی

چندوقتی بود نيومده بودم اينجا.امروز داشتم دفترچه يادداشتم رو ورق ميزدم.توی يک صفحه نوشته بودم :www.pesarak.persianblog.ir ... و چه به موقع اومدم...

حميد

اي نگاهت خوشتر از آواز اب / تشنگان را نيست ديگر صبر و تاب .....

میم

هر وقت میام اینجا حالم میره تو شیشه ...... چقدر اینجا نا امید کننده هست .

بت عيار

سلام عزيز مهربان. ای کاش حرفی برای گفتن داشتم........./// يا حق.

sosan

عجب!!!عجب صبری خدا دارد...

parnian

نمی خواهی بنويسی در اين شبهای نورانی که می دانم پر از التهابی؟