هستی موهوم ما یک لب گشودن بیش نیست <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چون حباب از خجلت اظهار خاموشیم ما ( بیدل )

 

... دور تر که بایستی....  و برای چند ثانیه نگاه کنی به حقارت این که در وهم  چیزی به اسم زندگی تشنج می کرده ... به اندازه همان چند ثانیه، جدا افتاده و کوچک ، دست و پا می زند به اشتهای هوا... و بعد جَسد می شود و ذره ذره پیوند می خورد با  اجزای آسمان ها و زمین . متولد می شوی و...تمام قصه در این است...  

صراطَ الله الذی له ما فی السمواتِ و ما فِی الارض

اَلا اِلی اللهِ تَصیرُ الاُمور (الشوری- 53)

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکوفه یاس

سلام ... ميراث عشق و دوستي گسترش ميابد و از نسلي به نسل ديگر ميرسد؛ گاهي حتي به راهي مرموز و ناسنجيدني از طريق تو ارث در ضمير ما نقش ميبندد خطور ناديدني، ما را به هم پيوند ميزند و قلب هميشه به سرچشمه ي هستي باز ميگردد، زماني که دلبستگي ها شکل ميگيرند هيچگاه واقعا ناپديد نميشوند بلکه به زندگي ادامه ميدهند. چه نيکوست وارث خوبي براي اين ميراث ابدي باشيم .

هیس !

خيلی قشنگ می نويسين از نوشته های خاص و قشنگه اين نوشته من هم ردی پای سکوت منه تا تو رو برسونه به سکوت کده ام سکوت ام اما شکسته ام کی ميای ؟

هه

ما مثل مرده های هزاران هزار ساله به هم میرسیم وآنگاه خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد.

سید محمد

‌‌و آثرنا الحيوه الدنيا!؟

نيما

سلام... زندگی بايد کرد خواه به تخيل و خواه به واقعيت .. اما بايد دانستَ واقعيت را

تسنيم

عمری بجز بيهوده بودن سر نکرديم/تقويم ها گفتند و ما باور نکرديم... ها؟

یاسمن

خجسته باد آن بیداری .

طوبی

چه عظمتی...برام حرف بزن...ح.ر.ف

حسينا

تا اون پست بالا رو راجع به زايمان نديده بودم اين برام روشن نشده بود.قشنگه .