شايد نزديک آخرین و شايد نزديکتر

به نام خدای مهربانم ...
دل داده ام بر باد ..هر چه بادا باد ...
خیلی وقت است ...سال و ماهش شرمنده ام میکند ...من رنگ چشمهای شما را دريافته ام بانو !..و حالا انصاف نيست که از من دريغ شويد .....از آن بار آخر شاید هزار سال گذشته باشد .....

اگر دلم تنگ شده باشد فقط همين و هيچ ...بخواهمت فقط همين و هيچ ....هيچ کدام از آن کارها را هم که گفتی نکرده باشم هنوز ( خلق الانسان ضعيفا ) فقط دلم برای شما تنگ شده باشد بانو.... به چه بهانه ای بايد ببينمت يا حرف بزنم ....می گویی؟ بگو چه چیز را بهانه کنم ........
و تلقی آدمَ من ربه کلمات و تابَ علیه ....
اين ديگر روزهای آخر اينجاست و تو فقط گاهی می آيی عبور ميکنی و هر چه گفتم يکبار هم که شده ...باز دريغ کردی کلمه را حتی م. ...يا دريغ شدم ....
محبت تو که آغشته شد به هستی من
بهانه بود برای خدا پرستی من ..( چقدر زمزمه کرديم لذت اين را با دانيال)
reshte.jpg

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسيم

*حرفی که برای زدن به تو ندارم يکی نيست بگويد دائم اينجا چه کار می کنم؟*

ooooo

Un ke rafte dige hich vaght nemiad ta ghiamat dele man gerye mikhad....delam mikhad beshinam ye omr gerye koanm ta shayad sabok sham.

حميد

هيچوقت بهت گفته بودم که : حرف زدن با تو لذتبخش ترين کاريه که بلدم ؟ - می خوام باهات حرف بزنم و کلمه به اندازه ی کافی توی دستام نيست !

farnaz

چه پسرهای خل و چلی. حتما همهتون دانشجوی رشته ادبيات هستيد

نرگس مست

سلام....اينجا بجز مستی بارانيم نيز کرد..بسيار...شايد مدتها بود دنبال چنين فضايی می گشتم......در پناه حق

كتايون

اي همه انديشه.........بخواب ــــــــــــــــــــــدير است...........شب همه جا را فرا گرفته است ...........شب ودرياي بي انتهاي ستارگان ...........ميدانم فكر هزار سال عشق ...........و هزار سال مبارزه ؛تو؛ را سخت اشفته كرده است.........روزي ما بلطف خداوند .........به سدره المنتهي خواهيم رسيد...............وزندگي اسماني خود را شروع خواهيم كرد ............من ان روز را سخت انتظار مي كشم .......امنتظار دردترين درد است .......انتظار باغهاي عشق را خاكستر ميكند ..........بگذار انتظار جدايي بيافريند ..........من انتظار ميكشم حتا روزي كه ديگر نباشم ..........من انتظار ميكشم حتا روزي كه ديگر نباشي ..........عشق تنها غمخوار من خواهد بود

نرگس مست

سلام...شايد حرفی نباشد ..اما دردی است که بايد بنالم..ممنون..در پناه حق

محسن

سلام، و ما انسان را همواره در رنج آفريديم، يا علي مدد.

Toranj

اشفته تر از اين کن رندانه به ابرويت.......ديوانه گيسويت ميخانه نميخواهد