تو کمان کشیده و در کمین <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

که زنی به تیرم و من غمین

همه غمم بود از همین

که خدا نکرده خطا کنی

 

         که خدا نکرده خطا کنی .....

 

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترانه مجهول !!

همه عمر برندارم سر از اين خمار مستی .. که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

مسعود

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران قدمی نرفته زکوی وی نظر از چه سوی قفا کنی...

Parham

سلام...سيو می کنم همه رو بخونم...نوشته هاتون رو دوست دارم....موفق باشيد

maedeh

وبلاگ زيبايی داری.پاينده باشی!

پدرخوانده

سلام .. زيبا بود .. برم بقيه مطالب رو بخونم .. موفق باشيد .. والسلام

مصطفی

تبریک میگم به خودم که وبلاگت رو پیدا کردم.... باش تا باشم عشق است....

hazioon

ترس به پايان خواهد رسيد؟

نيروانا

کجايی پيامبر؟ ۱۷ ام و ۱۸ ام اصفهان هستم. شايد بشود زيارتت کنم پيامبر!

.....

دو شب پيش خوابت را ديدم ...

بت عيار

سلام عزيز مهربان. زندگی سيبي ست/گاز بايد زد با پوست!!! يا حق.