باد بر هم زده آن زلف چلیپايی را

فقط نگاه کنی به اين بيت های باکره ، مسيح بر صليب اين مصراعها زنده خواهد شد مهتاب ! پيشانی بر پيشانی ام بگذار و رستخيز مرا تماشا کن ، گُر گرفته . بازدم هايم به آه نمی روند چه رسد که بنشينی اينجا روبرويم که غزل ....

 

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

گفتی : « غزل بگو ! » چه بگويم ؟ مجال کو ؟ ...

najmeh

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم!!!!!!!

حبیب پسری از تبار مشرق زمین

سلام . ميشه اين موزيک رو زحمت بکشيد و واسه من ايميل کنيد . آخه من خيلی دوستش دارم . ممنون .

خزر

آدم 30 سال دور شود ... طاقتش را دارید ؟

yeki az ma 3 ta

باد ... و من مسافرم ای بادهای همواره...

رندپارسا

غزل غزل زتو روشن/ نفس نفس همه من... آرام گرفتم وقتی تمام احساس اينو روزهايم را اينجا نوشته يافتم و گر گرفتم وقتی نام مسيح را آوردی... حق يارت!

Amir

بسيار زيبا...

حبیب پسری از تبار مشرق زمین

سلام .اميدوارم که خوب باشيد. ببخشيد من چطوری ميتونم اون فايل رو داشته باشم؟