يافته

به نام خدای مهربانم

چند شب پيش بود يادم نيست با من انگار حرف زد .....ديگر فقط شامه تيز کنيد ...خاکسترم نیمی برای باد که بپیچد لای موهایت و نیمی برای آب که شبها عکس ماه بیفتد در مردمکان لرزانش و در آرزوی عکس پیکر دوشیزه ای دعا کند تا صبح که هوسش بگیرد آب تنی کردن هزاره های عقب افتاده را ...چشمهايم را بستم ...دارم قدم می گذارم ...قدم ...قدم ...قدم ....

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehraban

عاشقی شيوه رندان بلاکش باشد...

شادي

غدم

نابخشوده

بعضی ها رو آدم خودش دوست داره، بعضی ها خودشون دوست داشتنی اند.

مژگان بانو

آمدم به تلافي بنويسم: عليک سلام... همين! اما خب نمی تونم دروغ بگويم. متن زيبايتان را هم خواندم. اگر کمی سپيدی چاشنی اينهمه خاکستری کنيد شايد زيبايی اش دو چندان شود.

آیدا

سلام آشنا... برايم نمی گويی کجا می پری...؟

بیتا

سلام.خوشحالم اينجا اومدم.بازم بهت سر ميزنم.ناز مينويسی.به منم سر بزن.

.....

گل قاصد آيا با تو اين قصهء خوش خواهد گفت......

اسمر

سلام.چه وبلاگ قشنگ و عرفانی داری .رنگ وبلاگت يه حال عجيبی ميده. متن های قشنگی نوشتی.وقت کردی سری هم به من بزن.شاد باشی

پارسا صدر

به نام حضرت هو. با درود و سلام خدمت شما دوستان عزيز. به اطلاع می رساند مطالبی را پيرامون خانقاه و آداب و رسوم خانقاه نشينی و تاريخچه خانقاه های ايران برای دوستانی که در اين مورد سوالاتی کرده بودند به رشته تحرير درآوردم. اميدوارم نظر اين دوستان را تامين کرده باشم. با تشکر. پارسا صدر.