شب های هجر را گذرانديم و زنده ايم

ما را به سختْ جانيِ خود اين گمان نبود ..

گذرانديم ؟؟.........زنده ايم ؟.......؟

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابا محمد

سلام پسرم (: هستيم ... تا آنجا که بودنمان را باور کنيم !

هيچکس

سلام زنده بودن ، با " بودن " خيلي فرق داره . اميدوارم هميشه باشي ، حتي اگر زنده نباشي . قربان تو هيچکس

الهه خانوم

به راستی که شب رفتنی ست و صبح در راه است پس همچنان پايدار باش وصبور.

habib

سلام . امیدوترم که حال شما خوب باشه من مدیر مسئول وبلاگ بچه های شرقی هستم و آقای ادیبی رو نمی شناسم . اما خوشحال می شم که با شما آشنا بشم . راستی وبلاگ خبوبی داری . موفق باشی عزیزم.

الهه ناز

... و آنگاه كه كسي تشنهء نگاه تو، محتاج دستهاي توست...ديگر سكوت گناه است اگر در مجمر دلت قطره آبي حتي هست. ديگر گناه است دست از دل شستن و گوشهء عزلت گزيدن... گاهي گفتن همان حرفهايي كه نگفتني است تكليف مي‌شود و نگفتنش گناه... به قول سيد علي صالحي: دلم ميخواست بهتر از ايني كه هست سخن مي‌گفتم... افسوس...

H@mid

فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذالک ننجی المومنين

....

سلام. ماموريت انجام شد . من ديگه کاره ای نيستم . اولی رو نخواستی . دومی خودش نخواست !! من می ترسم . ؛پير؛ بهم گفته با آدم ها جدی تر باشم . چشم . من می ترسم از آدم هايی که باور... از آدم هايی که زمينی ... با آدم ها ... ديگه خدا نگهدااااااااااااااااااار . اميدوارم هميشه موفق باشی . با ماه با مهتاب .