موضوع: ـــــــــــــ

- خسته شده ايد آقا ؟
- من ؟...آه ...بله....شايد
- با من يك استكان مشروب مي خوريد ؟
- متشكرم ... نمي دانم ...بله ...
- باز هم حرف مي زنيد آقا ؟
- من ؟ من حرف مي زنم ؟ اشتباه نمي كنيد؟
(بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم ، نادر ابراهيمي )


يادت هست گفتي:
« بعضي چيزها براي سلامتي ضرر دارد ...»
حالا ..... زندگي براي سلامتي ام ضرر دارد ..بي تو ...

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
g

سلام مرا هم برسان که چشمانم زيادی خمار بود....

آیدا

سلام... خوب باشی هميشه... من دوباره حس کردم حرفتو...

سجاد

- باز هم حرف مي زنيد آقا ؟ - من ؟ من حرف مي زنم ؟ اشتباه نمي كنيد؟

محسن

زندگي؟ بي او؟ مزاح مي فرمائيد برادر. يا علي مدد.

جلال سمیعی

سلام ...از اول قصه هم جر می‌زدی..جر می‌زدی..نفهمیدم کدام داور بی‌انصافی نگاه‌‌های من و تو را به هم گره زد و غمزه‌هایت را خطا نگرفت...حالا اخراج شده‌ام بانو!...وقت اضافه‌ای بده!

سپهر

خواندنهايمان را کاش پاسخی جز پژواک سکوت بود....

میلاد

و به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد و قسم به آيينه ها آفتاب مي ماند

نيروانا

مثل هميشه زيبا بود ايمان عزيز.ديگر به نيروانای من سر نمی زنی!اما من نوشته های لطيف و زيبايت را هماره می خوانم.پايدار باشی برادرم

سلوک

موفق باشی که اهل دلی