اما هميشه

در حواشي ميدانها

اين جانيان كوچك را مي ديدي كه ايستاده اند

و خيره گشته اند به ريزش مداوم فواره هاي آب

شايد هنوز هم

در پشت چشم هاي له شده

در عمق انجماد

يك چيز نيم زنده مغشوش

بر جاي مانده بود

كه در تلاش بي رمقش مي خواست

باور كند صداقت آواز آب را

شايد

شايد، ولي چه خالي بي پاياني

خورشيد مرده بود

 و هيچكس نمي دانست كه نام آن كبوتر غمگين

كز قلب ها گريخته ايمان است

آه اي صداي زنداني

آيا شكوه ياس تو هرگز

از هيچ سوي اين شب منفور

نقبي به نور نخواهد زد

آه اي صداي زنداني

آي آخرين صداي صدا ها ( آيه هاي زميني- فروغ فرخزاد )

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی

جالب بود. سری هم به شعرهای من بزنيد

صدرا مجد

چقدر امسال جايتان مراسم محرم مدرسه خالی بود...

انديشه

اسم وبلاگتان دل آدم را تكان مي دهد ولي من نوشته ها را درست نمي بينم روي صفحه مانيتورم قاطي شده اند!

منا

بر می گردد به تاريخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۳ يکی از دوستانم برای من چند ورق اورد روزی و تمام اونها پيرينت از همون تاريخ نوشته های شما بود . بی دليل . ولی بعد از اين همه مدت شايد برای دومين بار هست که اينجا هستم و قبلا چيزی ننوشته بودم حالا خواستم بنويسم به اين دليل که هنوز پيرينت صفحه هاتت را دارم همين

وحيد پورداد

سلام گرامی . وبلاگ و شعر های جالبی دارید . تبریک میگم . به ما هم یه سری بزن . خوشحال میشم . بازم میام . موفق باشید .

نگار

سلام.با دیدن نوشته های شما باید گفت: تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد؟ این قدر دانم که از شعر ترش خون می چکید یا علی مدد.

ر ا ی ع ت ب

... نگه کن ای گل من/ سرشک غم به دامن/ برای من بیفکن ...

معراج

دست حق به همرات

يه دوست.....

خوبی ايمان؟ حالا کجای دنيايی؟ دنيا رو می بينی؟ديروز همه تو يه کلاس بوديم و هر روزمون به خنده و شادی ......تو سر کله ی هم زدن و امتحان عقب انداختن بود.....حالا هر کی يه طرفه يکی شمال ...يکی جنوب ....يکی شرق .... يکی غرب.....يکی اونور دنيا......يکی اون دنيا...... به روز شدنت رو که میبینم....باور میکنم هنوز ايمان جريان داره ......شاد وسلامت باشی هر جای دنیا که هستی.......